تبليغاتX
بیا2دل

بیا2دل

تازگیا دوست داشتن هم دل می خواد هم دلیل که بعضیا متاسفانه ندارن............

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت10:30 PMتوسط نرگس... | |

روی یک طاقچه سنگی ...

میون دو قاب رنگی ...

بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی ...

عکس تو، تو قاب خاتم ...

در حصار خالی از غم ...

 حتی در مرگ تن من ...

نمی گیره رنگ ماتم ...

+نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت7:27 PMتوسط نرگس... | |

سعی کن همیشه تنها باشی چون تنها به دنیا آمده ای و تنها می میری بگذار عظمت عشق را هیچ گاه درک نکنی چون آنقدر عظیم است که تو را در زندگی نابود می کند اما اگر عاشق شدی ... فقط یک نفر را دوست بدار بخند ، گریه کن و قدم بردار تنها برای یک نفر ....

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت2:38 PMتوسط نرگس... | |

دلبرکی که از صدای قدم هایت

                                   دیرتر می آیی بگو مردم فردا

                                                                  چترهایشان را بردارند

                                                                                         من میخواهم ببارم!!!

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت3:0 AMتوسط نرگس... | |

باز سکوت سنگی و دل بی قرار و یه مثنویی حرف ناگفته و من خسته از این همهمهء تکرارها واژهایی که دیگر یاریم نمی دهند وآدمکهایی که به ظاهر در پوستین فرشته در هم می لولند

گویی در قمارخانهءزندگی در پی برگ آس خود هستند وبا چشمانی از جنس آتش بی پروا خرمن نجابت را می سوزانند ومن در جاده ای بی انتها دلتنگیم به وسعت دریای بی کران کاش

می توانستم در این غوغا و آشوب خود آشفته تر از خود را دریابم حالا من ماندهام وامیدی محال که هر روز این دل را دیوانه تر می کند و خسته از سماجت چشمهایی که بی اجازه می خواهند ببارند ...

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت4:25 PMتوسط نرگس... | |

هرکس به طریقی دل ما می شکند

بیگانه جدا دوست جدا می شکند

بیگانه اگر می شکند حرفی نیست

از دوست بپرسید چرا می شکند

بشکست دلمو کسی صدایی نشنید

آری دل درد بی صدا می شکند

آموختم چگونه گذشت کردن را  

 کاش ...

برای اولین باربه خاطرت لذتش را حس کردم و تکرار آن ...

دلم می خواهد بگویم که تکرارش شاید باعث ویرانی دلم شود . تکرارش قلبم را می شکند .

                     ولی اگر تو شکستن قلبم را می خواهی

                               باز هم حاضرم

                                       حاضرم ......

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

 

+نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت10:11 PMتوسط نرگس... | |

به نام خالق عشق
سلام به شكيبايي و صبر
مي دانم كه برف عمرش كوتاه است و سپيدي اش جاودان
مي دانم كه با رفتن پاييز سپيدي مي آيد، ترنم دلپذير عشق مي آيد، قدم زدنهاي عاشقانه روي زمين برفي در تنهايي غريبانه سكون مي آيد، اما اين را هم مي دانم كه بهار نخواهد آمد. تا، روز آخر زمستان را نبينيم بهار را ايمان نخواهم آورد و مطمئن باش تا روز آخر زمستان فرسنگها فاصله است
مي خواهم اعتراف كنم. اعترافهاي عاشقانه ام را اعتراف كنم
حال كه ديگر نخواهمت ديد و چشمم به چشمهاي هميشه منتظرت نخواهد افتاد، توان نوشتن اعترافهاي فروخوروده ام را مي يابم
به ترم آخر نرسيده رفتني شدم
يا دانشكده مرا تاب نياورد، يا من دنيا را، يا دنيا نوشته هايم را، يا نوشته هايم انتظار تو را، صبر و استقامت شش ساله تو را
با اينكه مي توانستي زودتر از اينها از اين خراب شده لعنتي بري و همه چيز را پشت سرت به خاك بسپاري، ماندي
شايد نذر و نيازها و دعاهاي من بود كه مستجاب شد تا تو يك ترم ديگر بماني و صد و خورده اي از پول فروش كتابت رو دو دستي تقديم مسئول ثبت نام بكني. و بگذار اعتراف كنم وقتي كارنامه ات رو ديدم و وقتي اونو جلوي روي من پاره كردي و با خشم و بدون خداحافظي رفتي، از خوشحالي رفتم يه كلاس خالي پيدا كردم و هزار بار روي تخته سياه نوشتم:خدايا دوستت دارم
سرزنشهاي من بخاطر افتادن واحدهايت همه اش به خاطر لجبازي بود
اما، تو جدي گرفتي
حتي آن يك هفته اي كه نمي خواستم چهره زيبايت را ببينم همه اش از خوشحالي بود. نمي خواستم ببينمت چون هيچ دلم نمي خواست كه مجبور بشم فيلم بازي كنم و علي رغم ميل باطني ام با تو رفتار كنم
نمي دانم چطور اين ترم هم گذشت و باز، تو6 واحد رو گذاشتي براي ترم دوازدهم و ماندي. ماندي تا اسمم در كنار نام زيبايت در پروژه پايان ترم هر دويمان حك شده و زركوب به يادگار بماند
وقتي هنگام ارائه پروژه در كمال خودخواهي هشتاد درصد پروژه را تحقيقات گسترده و وتلاش شبانه روزي خودم به تنهايي عنوان كردم مي خواستم براي بار آخر چهره عصباني ات را ببينم
مي خواستم براي بار آخر، دل سير خشم و نفرت را در چهره منحصر بفردت ببينم تا بتوانم فراموشت كنم... كه تو فراموشم كردي. و اينبار با جديت تمام رفتي كه رفتي
اگر نگاهت نمي كردم و يا خودم را مي زدم به اون راه كه انگار نديدمت منتظر بودم بيايي... بيايي تا
و تو ديگر نيامدي
روز امتحان آخر از اول صبح منتظرت بودم .... منتظر بودم سوالي را كه مدتها پيش از من پرسيدي و گفتم نمي دانم بگويم كه مي دانم و خوب هم مي دانم
و تو نيامدي و من سر جلسه امتحان نرفتم تا شايد تو بيايي و تو نيامدي و اولين صفر كارنامه چهارساله دوران دانشجويي ام بخاطر تو بود. فقط به خاطر تو.... و تنها صفري است كه عاشقانه دوستش دارم
آن صفر توي كارنامه را به خاطر تو دوست دارم
ديگر نمي توانم بنويسم
آخرين نوشته ام هم درباره تو بود. تويي كه طنين صدايت ونوازش دستهايت، سنگيني خاك را كنار خواهد زد و آرامش را برايم به ارمعان آورد
تحمل اين زندگي رو ندارم. از خودم بدم مي آد
بس است
شايد خاطرات بيادماندني گذشته آرامم كند
تنهايم نگذار

و آن آتش سوزي وحشتناك بود كه او را برد و او ناباورانه رفتنش را خود رقم زد و ناله و شيون بود كه سكوت را شكست
او ديگر نيست كه ببيند اعترافات عاشقانه ام با نام زيباي او آغاز شده است
او ديگر نيست كه بداند من هيچ گاه دانشگاه را تمام نخواهم كرد
او نيست كه وقتي مرا از دور مي بيند وانمود كند كه مرا نديده
و
او هيچگاه بهار را ايمان نياورد....

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

+نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت11:53 PMتوسط نرگس... | |

(دوستون دارم ...)

      بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

وقتی که بین عاشقا حرف جدایی پیش میاد   

ازاین همه خوبی آدم فقط یادش بدیش میاد

اینجاست که اشک جاری میشه 
گریش گرفتاری میشه
دلی که ازرده شده فکر دل آزاری میشه 
بیا برگرد تا از عشقت نمردم
دارم میمیرم از بس قصه خوردم
بیا برگرد تا از عشقت نمردم
دارم میمیرم از بس قصه خوردم
جدایی خیلی سخته
یه روزش چند تا روزه
آدم دلش میگیره
آدم دلش می سوزه
جدایی درد و غمه
روزهای پر ماتمه
یه روز دو روز نداره
یه لحظش یک عالمه
بیا برگرد تا از عشقت نمردم
دارم میمیرم از بس قصه خوردم
بیا برگرد تا از عشقت نمردم
دارم میمیرم از بس غصه خوردم ...

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir


 

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت10:52 PMتوسط نرگس... | |

 تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است...

دلتنگي از کسي که دوستش داشتم و عميق ترين درد ها و رنجهاي عالم را در رگهايم جاري کرد !

درد هايي که کابوس شبها و حقيقت روزهايم شد٬ دوری از تو حسرتي عميق به قلبم آويخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهاي دردناک داغ ستم پوشاند .

دلتنگی براي کسي که فرصت اندکي براي خواستنش ٬ براي داشتنش داشتم.

دلتنگي از مرزهايي که دورم کشيدند و مرا وادار کردند به دست خويش از کساني که دوستشان دارم کنده شوم .

در انسوي مرزها دوست داشتن گناه است ٬ حق من نيست ٬ به اتش گناهي که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند .

رنجي انچنان زندگي مرا پر کرده است٬ آنچنان دستهاي مرا از پشت بسته است٬ آنچنان قدمهاي مرا زنجير کرده است که نفسهايم نيز از ميان زنجير ها به درد عبور مي کنند . . .

دوست داشتن تو چنان تاوان سنگيني داشت که براي همه عمر بايد آنرا بپردازم ... و من این تاوان سنگین را با جان و دل پذیرا شدم .

همه عمر ٬ داغ تو بر پيشاني و دلم نشسته است و مرا می سوزاند .

تو نمايش زندگي مرا چنان در هم پيچيدي که هرگز از آن بيرون نيايم. . . آنقدر دلتنگ دوريش هستم .. آنقدر دلتنگ سرنوشت خويشم .. آنقدر دل آزرده عشق تو هستم که همه هستيم را خوره بي کسي و تنهايي مي جود . . .

به او نگاه مي کنم ٬ به او که چون بهشت بر من مي پيچد و پروازم مي دهد .

به او که لبهايش از اندوه من مي لرزند .

به او که دستهاي نيرومندش ٬عشقي که سالها پيش اجازه اش را از من گرفتند جرعه جرعه به من مي نوشاند . . . . .

به او که چشمهايش در عمق سياهي مي خندید و دنيايم را ستاره باران مي کرد.

به او که باورش کردم و دل به او باختم

به او که دلم مي خواهد در آغوشش چشمهايم را بر هم بگذارم و هرگز ٬ هرگز ٬هرگز به روي دنيا بازشان نکنم .

به او که تکه اي از قلب مرا با خود خواهد برد

به او که مرزهاي سرنوشت ٬ سالها پيش دوريش را از من رقم زده است. سراسر زندگيم را اندوهي پر کرده است که روزها و ماهها از اين سال به سال ديگر آنها را با خود مي کشم و ميدانم که زمان ٬ شايد زمان ٬ داغ مرا بهبود بخشد ولي هرگز فراموش نخواهم کرد که از پشت اين ديوار شيشه اي نگاهش چگونه عمق وجودم را لرزاند .

لبهايش لرزش لبهايم را نوشيد و دستانش ترس تنم را چيد و نفسهايش برگهاي رنگين خزان را به باران عاشقانه بهار سپرد .

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

+نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت9:59 PMتوسط نرگس... | |

مدت هابود که مي خواستم رازي را که در سينه دارم به تو بگويم.

اما نتوانستم.

دوست داشتم هنگامي که از کنارم مي گذري اين راز

را در چشمان عاشقم بخواني.ولي تو با بي اعتنايي مي گذشتي

تا اينکه امروز قلم را برداشتم تا از بي مهريت بنويسم.

ولي وقتي قلم را از روي کاغذ برداشتم

                                                   ديدم نوشته ام:

                                       "با تمام وجود دوستت دارم"

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir


+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت11:13 PMتوسط نرگس... | |

نه!
نرو!
صبر کن
قرارمان اين نبود
بايد سکه بيندازيم
اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم
اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم
صبر کن سکه بيندازيم.......
اگر دوستت نداشتم.....
آن وقت برو!           

  بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت10:35 PMتوسط نرگس... | |

بهم نگو دوستم داري
نگو نباشم ميميري

فرقي واسم نمي كنه

پيشم بموني يا بري


تو نخ عاشقي نباش

بي وفایی تو خونته

وسوسه ي شكار من

مثل خوره به جونته


بهم نگو دوستم داري

دیگه ازت بدم مياد

تحفهء عشقتم بده

به هر كي كه دلت مي خواد

باز تو سرت چي ميگذره

كه افتادي به التماس


حرفاتو باور ندارم

هر چي بگي دورغ يا راست
..........

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

 

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت11:45 PMتوسط نرگس... | |

چه قدر سخته توي چشماي كسي نگاه كني كه تمام مهرت روازت دزديده

و به جاش يه زخم هميشگي به قلب تو هديه داده

و به جاي اينكه لبريز ازكينه و نفرت شي

حس كني كه هنوز دوستش داري..............

چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تكيه بدي

كه يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده.

چه قدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما

وقتي ديديش هيچ جز سلام نتوني بگي....

چه قدر سخته گل آرزوهاتو،توي باغ ديگه اي ببيني وهزار بار

تو خودت بشكني و آروم زير لب بگي:

« گل من باغچه نو مبارك.......»

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

                                                     

 

+نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت11:26 AMتوسط نرگس... | |

دل من از تبار دیوار های کاهگلی است

ســـــــــاده می افتد

                         ســـــــاده می شکند

                                                  ســــــــــاده می میرد

   دل من تنهـــــــــا سخت می گرید ...

 

                                            

                          بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

+نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت8:12 PMتوسط نرگس... | |


دلتنگ تو که می شوم زمین خدا یعنی دیوار،دیوار بی روزن،روزن بی منظر…
دلتنگ تو که می شوم سرزمین روحم زمانه ویران،ویرانی بی شعر،شعر بی کلام
دلتنگ تو که میشوم …
دلتنگ تو كه ميشم خاطراتمون رو روق مي زنم، مي خندم و مي گريم
دلتنگ تو كه ميشم مشيري مي خونم
“نام تو مرا همیشه مست میکند
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعرهای ناب!
نام تو اگر چه بهترین سرود زندگی است
من ترا به خلوت خدایی خیال خود
“بهترین بهترین من”خطاب می کنم
بهترین بهترین من!
بهترین بهترین من!

بهترین بهترین من!

بهترین بهترین من”
دلتنگ تو كه ميشم استاد شجريان گوش ميدم، شب سكوت كوير

“تو که نازنده بالا، دلربایی

تو که بی سرمه چشمون، سرمه سودایی

تو که مشکین دو گیسو در قفایی

به ما گویی سرگردون چرایی؟

به ما گویی سرگردون چرایی؟

به ما گویی سرگردون چرایی؟

به ما گویی سرگردون چرایی؟”

دلتنگ تو كه ميشم دستهام دست هات رو مي خواد، لب هام لبات رو، چشم هام چشم هات رو

دلتنگ تو كه ميشم شعرهات رو مي خونم، همون غزل ها كه چشم هاي تو مي سرود!

دلتنگ تو كه ميشم،

 نه! نه! نه!

من هميشه دلتنگ توام، من هميشه شجريان گوش ميدم، من هميشه مشيري مي خونم، من هميشه دستهام دستهات رو مي خواد، من هميشه لبم تشنه لبهاته!
هر روز اين شعر رو مي خونم

“لحظه ی دیدار نزدیک ست! باز، من دیوانه ام…! های نخراشي …! های نپریشی …! لحظه ی دیدار نزدیک است”
“لحظه ی دیدار نزدیک ست! باز، من دیوانه ام…! های نخراشي …! های نپریشی …! لحظه ی دیدار نزدیک است”

“لحظه ی دیدار نزدیک ست! باز، من دیوانه ام…! های نخراشي …! های نپریشی …! لحظه ی دیدار نزدیک است”

“لحظه ی دیدار نزدیک ست! باز، من دیوانه ام…! های نخراشي …! های نپریشی …! لحظه ی دیدار نزدیک است”

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

+نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت5:23 PMتوسط نرگس... | |

اگر سهم من از اين همه ستاره سوسوي غريبي است ......

غمي نيست ....... 

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

+نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387ساعت9:52 PMتوسط نرگس... | |

 

 یه شب وقتی که خدا پنجره ی بهشت را باز کرد
ازم پرسید :
امروز چه آرزویی داری ؟
گفتم :خدایا همیشه مواظب اونیکه الان داره این نوشته را میخونه باش
چون خیلی برام عزیزه(زار زارگریه می کنم............)
          

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

              

+نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت11:6 PMتوسط نرگس... | |